
برای بچه های کوچولو
دارم میرم به بازی
بازی قایم موشک
با پیشی ناز کوچک
چشم میذارم همیشه
تا پیشی قایم بشه
پیشی جونم قشنگه
کوچیک اما زرنگه
قایم میشه زیر تخت
یا میره روی درخت
هرجا بره پیشی جون
زودی میادش بیرون
چونکه منو دوست داره
تنهام نمیگُـــــــــذاره
بنفشه ای دیدم
كه توی صحرا بود
چه خوب می خندید
چقدر زیبا بود!
به سوی او رفتم
بنفشه را چیدم
بنفشه غمگین شد
ومن نفهمیدم
به او چنین گفتم:
بنفشه زیبا!
بخند، چون دیگر
تو نیستی تنها
بنفشه خوبم
به من نگاهی كرد
غم دلش را او
به روی لب ،آورد:
چرا جدا كردی
ز خانه ام من را؟
دوباره برگردان
مرا به آن صحرا
مگر نمی دانی
كه شاپرك آنجاست
بدون من الآن
چقدر او تنهاست!
ز حال او من را
تو با خبرگردان
مرا به آن صحرا
دوباره برگردان
شاعر : سید احمد
حلزون
آی حلزون شاخكی!
كجا می ری یواشكی؟
جلو میری یواش و ریزه،ریزه
پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه
خالهای دونه دونه،دونه داری
به روی پشت روی خود یه لونه داری
ساكتی و خجالتی و تنها
بمون توی باغچه خونه ما.
شاعر : مهری ماهوتی
باید همیشه شد شاد"
گفتم :" اگر که بد بود
آن را خدا نمی داد
باید بریزد این اشک
تا غصه ای نماند
انگار گریه دل را
چون حوله می چلاند
همواره اشک و گریه
آب و گل من و توست
در شادمانی و غم
حرف دل من و توست "
گفتی :"بد است گریه "
گفتم : "همیشه بد نیست
چون اشک و گریه گاهی
اوج غرور و شادیست "
از بس که شادی و غم
خورده به اشک پیوند
پایان خنده گریه است
پایان گریه لبخند
یحیی علوی فرد
مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران
نگاهت گربه آن بالاست و در حال دعا هستی خدا
آنجاست دعایم کن دعای کن که من محتاج محتاجم
فرح عزیزم از صمیم قلب برایت دعا می کنم